سر میز شام یادت که میفتم بغض میکنم
 
اشک در چشمانم حلقه میزند و همه با تعجبنگاهم میکنند
 
لبخندی میزنم و میگویم:
 
چقدر داغ بود...


 خط فقر چاییست میان بود و نبود تو,

 جاییست میان دار و ندار من!...


"خوبی؟"

گاهی باتمام تکراری بودنش غوغا میکند!...

و درجوابش گاهی می توان بزرگترین دروغ را گفت!...

"خوبم!"


زنده بودن حرکتی افقی است از گهواره تا گور
و زندگی کردن حرکتی عمودی است از زمین تا آسمان!


دو چيز حيرانم مي كند:يكي آبي دريا كه مي بينم و ميدانم كه نيست و ديگري صفاي باطن زيبايت كه نمي بينم و ميدانم كه هست!...


باران كه ميبارد...دلم برايت تنگ تر ميشود...
راه مي افتم...بدون چتر...من بغض ميكنم...
آسمان گريه!...