پیرمردی نشسته به بن برد...
سلام دوستای گلم من این داستان رو از احمد بابادی به لهجه شیرین بختیاری شنیدم...
و ازش خوشم اومد و نوشتمش تو وبلاگم...
و البته ترجمش رو هم در قسمت ادامه مطلب گذاشتم برای دوستای گلی که لهجه ی شیرین لری متوجه نمی شوند.
"پیرمردی نشسته به بن برد به دو دندون پیشی دیری اخرد
"اخرد دیری و هستسه تف اکرد
"یه شر هم زیر کتری هف اکرد
"گوشی دستمالو نون خشکانو رو کرد
"به رمز نچ و نچ بنگ سگو کرد
"زو کلتر نرهری هم داشت زارنی
"گلو زید و به سم پهلینه هارنی
"دو وارته باز پیا بنگ سگو کرد
"یه شر نچ نچ یه شر کوچ کوچ کوچو کرد
"سگو با نیز و ناز و لم و لوسی
کل پیت خرد و اوید به پای بوسی
"پیا نون خشکی ور داشت و ور داد
"سگو بال هوا قابنیس و قر داد
"تکبر و غرور و پاک رومنید
"خونه در خاک وند و دین جمنی
"اگر صد سال در خدمت نشینی
"وفا از ناکسون هرگز نبینی
"سگو با نون خشکی شد نمک گیر
"سگو مند و بمند تا شد سگ پیر!...
+ نوشته شده در ساعت توسط
|

..::به نام تو ای خدا...که هرچه دارم از تو دارم... بی تو هیچم...